سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

369

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

از دو تا باشند حكم همچون صورتى است كه دو عقد واقع شده باشد به اين معنا كه تعيين و ابطال هريك به اختيار شفيع است . قوله : فان اخذ من الاخير : ضمير در [ اخذ ] به شفيع راجع بوده و مراد از آن اخذ به شفعه است و كلمه [ من جارّه ] به معناى نشويّه است يعنى منشأ شفعه را بيع اخير قرار داده و اخذ بشفعه كند . قوله : صحت العقود السابقه : زيرا شفيع اگر بيع اخير را مناط و ملاك شفعه خود قرار دهد بايد بيع مزبور صحيح باشد و بديهى است كه صحت آن ملازم بلكه متوقف بر صحت عقود قبلى است . قوله : و ان اخذ من الاول : ضمير در [ اخذ ] به شفيع راجع بوده و مقصود از [ الاول ] بيع اول است و كلمه [ من جارّه ] در اين عبارت نيز به معناى نشويه است چنانچه در عبارت [ و ان اخذ من المتوسط ] آنچه در دو عبارت ياد شده گفتيم جارى است . قوله : صح ما قبله و بطل ما بعده : ضمير در [ ما قبله ] و [ ما بعده ] به متوسط راجع مىباشد . قوله : لو اختاره الشفيع : ضمير منصوبى در [ اختاره ] به بطلان راجع است . قوله : بين الازمهء و غيرها : هبه لازمه مثل اين‌كه مشترى حصه خريده شده را به ارحام همچون فرزند يا پدر بخشيده باشد . قوله : و لا بين المعوض عنها و غيرها : ضمير در [ عنها ]